
در سال 1362 در شهر قم به دنيا آمد. او كه دانشآموخته حوزه علميه قم است. فعاليتهاي جدي خود را در حوزه شعر از سال 1384 شروع كرد و موفق به كسب دهها رتبه كشوري در جشنوارههاي فرهنگي و ادبي شد.
نخستين كتاب او « طوفان واژهها » در پنجمين دوره جايزه كتاب فصل شايسته تقدير شناخته شد. برقعي مدتي است مسئوليت واحد ادبيات فرهنگسراي كلهري قم را برعهده دارد. طوفان واژهها شامل 30 تجربه شعري اين شاعر جوان در سالهاي 84 تا 86 است.
برای اشنایی بیشتر با کار های ایشون می تونید به وبلاگشون با عنوان پرسه در خیال به ادرس زیر سر بزنید : http://parsedarkhial.blogfa.com/

معرفی کتاب :
مجموعه شعر آئینی سید حمیدرضا برقعی
مجموعه اشعار آیینی « طوفان واژهها» طی سالهای 84 تا 86 سروده شده است که برخی از اشعار آن پیش از این توسط انتشارات « ابتکار» و « شانی» در مجموعههای دیگری به چاپ رسیده است.
اشعار این مجموعه در قالبهای غزل، مثنوی، بحر طویل و مربع ترکیب سروده شدهاند و تلاش شده است با استفاده از زبان امروزی به قوالب قدیمی شعر فارسی بپردازد.
شاعر، هدفش از سرودن این اشعار را برقراری تعامل بیشتر و بهتر میان شعر آیینی عامهپسند و قابل ارائه در هیاتهای مذهبی، خاصپسند و قابل ارائه در همایشهای جدی ادبیات مطرح کرده است.
موضوعات مهدوی، علوی، فاطمی و عاشورایی بیشترین حجم این مجموعه را به خود اختصاص دادهاند.
" طوفان واژه ها "
با اشک هاش ، دفتر خود را نمور کرد
ذهنش ز روضه های مجسّم عبور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد ، از همه عالم جدا شدست
در بیت هاش ، مجلس ماتم به پا شدست
در اوج روضه، خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار ، دم گرفت
وقتش رسیده بود ، به دستش قلم گرفت
مثل همیشه ، رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست
شاعر شکست خورده ی طوفان واژه هاست
می رفت سمت روضه ی یک شاه کم سپاه
آیینه ای ز فرط عطش می کشید آه
انبوه ابر و نیزه و شمشیر بود و ماه
شاعر رسیده بود به گودال قتله گاه
فریاد زد که چشم مرا پر ستاره کن !
مادر بیا به حال حسینت نظاره کن
بی اختیار شد ، قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب ، قافیه را « کربلا » گذاشت
یک بیت بعد، واژه « لب تشنه » را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد ، پا به پاش ، جهان گریه می کند
دارد " غروب فرشچیان " گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید؟
بر روی خاک و خون ، بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
بر پیکرش به جای کفن ، بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام « لهوف » را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه ، روی نیزه ساخت
خورشید سر بریده ، غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود
او کهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه ، بر لبش آورد و بعد از آن
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن
در خلسه ای عمیق ، خودش بود و هیچ کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس
" شاعر شنیدنیست !!!" می تونید فلش خوندن شعر طوفان واژه ها رو از زبون خود شاعر در جمع دیدار شعرا با رهبری از ادرس زیر ببینید:
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamhossein/2008/12/29/82097.html
پ ن : در گذشت عالم ربانی و مرجع عالی قدر شیعه ایت الله حسینعلی منتظری" رضی الله عنه " را به مولایش امام زمان روحی فداه و تمامی شیعیان تسلیت عرض می کنم . می تونید برای آشنایی بیشتر با زندگی و شخصیت ایشون به سایتشون با ادرس زیر مراجعه کنید " البته نمی دونم چرا یکشنبه سایتشون فیلتر !!! بود. "
http://www.amontazeri.com/farsi/default.asp

فرا رسیدن ایام عذارداری سالار شهیدان و علمدار کربلا و هفتاد و دو شهید راه عشق رو به امام زمان روحی فداه و تمامی شیعیان تسلیت می گم و التماس دعا
.
وبلاگ های پیشنهادی : دلتنگ مهدی
جمعيت امام علي (ع) مشهد